عهد نامه شهید علمدار

شهید علمدار



قانون اول :

بار الها! اعتراف میکنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم . اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد حتما یک جزء کامل بخوانم.


قانون دوم :

پروردگارا ! اعتراف میکنم از اینکه نمازم را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود ،در نتیجه دچار شک در نماز شدم. حداقل روزی دو رکعت نماز قضا بخوانم . اگر به هر دلیلی نتانستم این دو رکعت را به جا بیاورم روز بعد باید نماز قضای یک 24 ساعت (17 رکعت ) بخوانم.

قانون سوم :

خدایا اعراف میکنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم اما نشدم. حداقل هرشب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم . اگر به هر دلیلی نتوانستم روز بعد باید 20  ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا به جا بیاورم.


قانون چهارم :

خدایا! اعتراف میکنم از اینکه شب به یاد تو نخوابیدم و بهر نماز شب هم بیدار نشدم. حداقل در هفته باید دو شب نماز شب بخوانم و بهتر است شب های پنجشنبه و شب های جمعه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب 50 ریال صدقه و 11 رکعت تمام به جا بیاورم.


قانون پنجم :

خدایا! اعتراف میکنم از اینکه « خدا میبیند » را در همه ی کار هایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کار کردم .حداقل در هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره ی الرحمن را بخوانم. اگر هم به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا بخوانم و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره ی الرحمن را بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه 2 حزب قرآن بخوانم.


قانون ششم :

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه ی سجده های نماز واجب صلوات بفرستم. اگر به هر دلیلی نتوانستم به جا بیاورم ، باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه بدهم و 100 صلوات بفرستم.


قانون هفتم :

حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم. اگر هم به هر دلیلی نتوانستم ، در 24 ساعت بعدی باید300 بار استغفار کنم و باز هم 300 به 600 تبدیل میشود.


قانون هشتم :

هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید در هفته دو رز را روزه بگیرم، بهتر است که دوشنبه و پنجشنبه باشد. اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را به جا بیاورم در هفته بعد به ازای 2 روز 3 روز و به ازای هر روز 100 ریال صدقه بدهم.


قانون نهم :

در هر روز باید پنج مسئله از احکام حضرت امام (ره) را بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم روز بعد باید 15 مسئله بخوانم.


قانون دهم :

در هر 24 ساعتباید 5 بار تسبیح حضرت زهرا(س) برای نماز یومیه و 2 بار هم برای نماز قضا بگویم. اگر به هر دلیلی نتوانستم این فریضه الهی را به جا بیاورم باید به ازای هر یکبار، 3 مرتبه این عمل را تکرار کنم.


برای شادی روح شهید سید مجتبی علمدار صلوات

درد دل چادر ...

نام من چادر است ، نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است.

روزگارم بد است و از شما دلگیرم

شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محافظت نکردید ،

هیچ وقت یادم نمیرود ،...

از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورده ، خاکی شدم ...

وقتی سیلی خورد، در صورتش بودم ،

وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد ، خونی شدم ...

خوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما با من چه کار کردید ...

شما کار را به جایی رساندید که میخواهند مرا با زور و بگیر و ببند به دیگران

غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده ...

از شماست که بر ماست ...

شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن

و شما من همین کار را کرید ، اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید

درست رفتار میکردید و حرمتم را حفظ میکردید و وضعیت من ایمگونه نبود...

شکایت شما را خواهم کرد ...

به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید،

به جای اینکه مرابه شوی لباس بکشانید نگاهی به خودتان بیندازید

شاید ایراد از خودتان باشد ...

عده ای مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر چادر

هر کاری میکندو باعث شدید قداستم کمرنگ شود ...

مرا وسیله تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید ...

مرا تبدیل به شنلی کردید تا در میان سیاهی من ،

رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتو های رنگارنگتان بیشتر جلوه کند..

عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان

و موهایتان را بیرون گذاشتید....

مرا به هر جایی بردید...از شانه به شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه

و میان پسرها تا کافی شاپ و محیط های فاسد تر...

هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خوستند

و شما هم با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید...

به من تهمت بیماری زدند ... به سیاهی رنگم ایراد گرفتند ...

و شما سعی کردید مرا عوض کنید!!

عده ای از شما در کمال بی شرمی به من مدل دادید ،

تقصیر خودتان را گردن من انداختید

و شکل مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم ...

مرا تبدیل به مانتو های براق و لبنانی و ملی و اندامی کردید...

شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید

اما در من که میراثی گرانبها تر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید ...

به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم تبدیل به زینت کردید ،

از زیر من روسری های رنگارنگ بیرون زدید و یادتان رفت برای چه آمده ام

و اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به نظر میرسیدم...


آری حجاب زیباست اما زیبایی نیست...